محمد موسوى بجنوردى
45
علم اصول ( فارسى )
نشده است ، جزء مستقلات عقليه نيست و سخن مرحوم آخوند ( ره ) درست نيست و ما به ناچار بايد سخن مرحوم ميرزاى نائينى يعنى متمم الجعل را بپذيريم . حال كه فقط با متمم الجعل مىتوانيم مسئله را حل كنيم ، ما نام متمم الجعل را « نتيجة التقييد » مىگذاريم ، چون تقييد لحاظى نيست . تقييد لحاظى آن است كه تقييد با يك جعل صورت پذيرد . اگر تقييد با دو جعل صورت پذيرد به آن نتيجة التقييد مىگويند . بنابراين اگر جستجو كرديم و دليلى به عنوان جعل دوم كه بگويد طبيعت ( فلان عمل ) را با قصد امر بياور ، برحسب نتيجة الاطلاق مىگوييم : اين مشكوك التعبدية و التوصلية است و تعبدى نيست ، چه اگر تعبدى بود جعل دوم آن را بيان مىكرد . در نتيجه ، اين مشكوك التعبدية و التوصلية ، واجب توصلى است . تقسيم واجب به مطلق و مشروط واجب مطلق به واجبى مىگويند كه وجوب و واجب هر دو فعلى باشند ، مشروط به هيچ شرطى نباشند و بهطور منجّز هم وجوب و هم واجب بيان شده باشد . واجب مشروط به واجبى مىگويند كه وجوب و واجب هر دو مشروط به شرطى باشند و وقتى شرط تحقق پيدا كرد هم وجوب فعليت پيدا كند و هم واجب . مانند مسألهء وجوب حج كه « وَ لِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطاعَ إِلَيْهِ